به نام خدا جان :)
خب دومین پست!
اینجانب بسیار خسته ام از هفته شلوغی که هنوز تموم نشده و اصل مطلبش که خوندن درسه مونده واسه آخر هفته !
این هفته از پنجشنبه گذشته به طور مداوم به مقاله خونی خودم و ترجمه مقاله سفارشی گذشت و امروز بالاخره سومین سفارش ترجمه رو تموم کردم و همین پیش پای شما فرستادم و تموم شد و قراره بابتش سومین دستمزد ترجمه ایم رو بگیرم! اصلا هزینه قابل توجهی نیستا! اما خب بالاخره یه لقمه نون حلال درآوردن سخته و اون پولی که بابت زحمت خودت میگیری بسیار شیرینه و دلچسب.:)
دیروز واسه اولین بار مراقب امتحان کارشناسیا بودم و اونا تا تونستن به طرز عجیب آشکاری تقلب کردن :دی آی من و دوستم می خندیدیم به کاراشون،آی می خندیدیم :دی  تازه فهمیدم همه شیوه های تقلب بیخوده و اگه فک می کنید مراقب نفهمیده کاملا در اشتباهید،چون مراقب می فهمه فقط دلش میسوزه به روتون بیاره :| والا بخدا :| ایشاالله یه بار از دید مراقب خودتونو سر امتحان ببینید و پی ببرید چقدر تابلوئه تقلب :|
این روزا شلوغ میگذره و من عاشق روزایی هستم که واسه تا شبش برنامه دارم,مثل این هفته که بعد از تعطیلیای هفته پیش و استارحت مطلق! تونستم کارامو جمع کنم و کارای نا تموم قبل امتحانا رو تا حدودی ببندم.
پ ن 1 فردا سمینار دارم و بسیار خسته ام واسه مرور پاور و مسلط شدن،انشاالله ردا(این از اون فرداهاییه که میاد)
پ ن 2 باید واسه پستام عکس بگیرم و بذارم اما وقتشو ندارم :(
پ ن 3 آقایون!  همون بعضیا که تو ماشین پاشونو 180 درجه باز می کنن و اصلن توجه نمی کنن خودتو چسبوندی به در! لطفن تو ماشین به یه خانم تکیه ندیدن و این عادت تهوع آورو ترک کنید!
پ ن 4 فردا میتونه یه روز شاد باشه :)
پ ن 5 شب بخیر :)