مرگـ

تا به حال تجربه کرده ای درون محفظه ای هم قد خودت،
جایی که فاصله پیشانی ات تا سقفش فقط یک وجب فاصله دارد،
40 دقیقه بمانی و نه اجازه داشته باشی میلیمتری،تکان بخوری و نه حتی نفس بکشی؟
کمی پیشتر درون محفظه ای هم قد خودم،
جایی که فاصله پیشانی ام تا سقفش فقط یک وجب فاصله داشت،
40 دقیقه ماندم
و نه میلیمتری،تکان خوردم و نه حتی نفس کشیدم.

بعد از دو دفعه ای که به علت رسیدن فشارم به 5 بیهوش شده بودم
و تا مرز به کما رفتن پیش رفته بودم
و هر دو بار مرده بودم و روحم دوباره از یک تونل تاریک به درون جسمم سقوط کرده بود،
این بار سومی بود که مرگ را حس میکردم
فقط اینبار در بیداری!
شنیده ای که می گویند لحظات آخر زندگی،
وقتی تا مرگ یک وجب فاصله داری،
تمام روزهای زندگی ات از پیش چشمانت می گذرد
و تو میفهمی که آخر خط است و باید پیاده شوی؟

این بار لحظات آخر زندگی و یک وجبی مرگ بود
و تمام روزهای زندگی ام از پیش چشمانم گذشتند و من فهمیدم که آخر خط است و باید پیاده شوم.
سنگینی دستانم روی قلبم را حس می کردم و مطمئن بودم این ضربات کوبنده اصلا طبیعی نیست.
نفسم جایی درون شش هایم گیر کرده بود و هیچ دمی بازدم نمی شد.
به خس خس افتاده بودم و مطمئن بودم در همین لوله دو متری تمام می شوم
و چه مرگ بی شکوهی می شد اگر فردایش در روزنامه می نوشتند
دختری در لوله mri دچار ایست قلبی شد.

پـ ن 1 اگر ترس از محیط بسته دارید حتما به رادیولوژیست بگید!
پـ ن 2 بهـآر باغ مادربزرگه :)

پـ ن 3 گیلک ها ببینند. :) (ببینید)
آسـوکـآ آآ
محمد هستم
زهرمار :)) 
مواظب بوبو کُر 

:))
خاب :دی

محمد هستم
چی کوداندری کُر؟

دِ مَردِن دَرَم :-D
نَنَم مره چی بوبوسته
خلاصه تی مشکی پیرهنه آماده بکن
 :-D

آرام :)
انشاللهه که همیشه سالم باشی ولی هیچ وقت تعارف و خجالت نکش :)

ممنون عزیزم
تعارف نکردمآ فکر می کردم سرم بیرون میمونه حداقل
انتظار نداشتم کامل برم داخل :دی

محمد هستم
:|

چی بوبوسته :|

آلاء .
چه وحشتناک
من سی تی اسکن و ام آر آیو آندوسکوپی داشتم
تو سه نوبت
همراه الزامی بود
اما تهنا رفتم 
برای آندوسکوپی باید خواب آور میزدم چون تنها بودم گفتم همینجوری کارشون و انجام بدن:)

چه کار وحشتناکی انجام دادی
خدارو شکر الان خوبی :-)

آلاء .
چه عکس خوشگلی
خاطره خودت بود؟

اوهوم، تجربه شخصیم بود

حامد سپهر
باغ مادر بزرگه واقعا یه تیکه از بهشته خوش بحالتون

واقعا همینطوره
امیدوارم همه جا همچین بهاری داشته باشه

حامد سپهر
دوبار تجربه ی ام آر آی داشتم جالبه هر دوبارش هم خوابم برد چیزی متوجه نشدم:)))
یعنی در این حد بیخیال:))

خدای من :-D خوش به حالتون :-D

سوره کوثر
خدا عافیت داده برای ماه مبارکش...

الهی بده

هانیه شالباف
این فوبیا خیلی برای من ناشناخته‌ست. هرچند که درباره‌ش خوندم قبلن! ولی چه وحشتناکه :|
همیشه سلامت باشی عزیزجان  :)

ممنون عزیزِدل جان

گیلزاد
واااای منم تا وقتی که برای دوتا شونه هام رفتم ام ارای نمیدونستم ترس از فضای بسته دارم
قشنگ میخواستم با اینکه کلی چیز میز دورم بود بکنم جیغ زنان بیام بیرون داشتم میمردم.بعد که اورد بیرون خوشحال میخواستم بیام پایین گفت اون یکی شونتم است و فکر اینکه دوباره بخواد همه اون ماجرا طول بکشه و تکرار شه دیوونه کننده بود.تمام شعرهایی که حفظ بودم رو تکرار کردم برا خودم. داشتم جاهایی که دوست میدارم رو تصور میکردم از طرفیم تتفسم از سراینکه تکون نخورمو ترسیده بودم بهم ریخته بود حس خفگی داشتم:)))))))) ولی اثر نکرد اصلا. خوشحال بودم تموم شده بعد دوباره یبارم برا گردن رفتم:| از بعد اینا اسانسور هایی که ظرفیتاشون چهار پنج نفرست هم نمیتونم راحت توشون بمونم:|

پ.ن۳: فقط لهجه اولش:))))))))

واقعا وحشتناکه کر:-(
آرههههه عالیه:-D

محمود بنائی
بیشتر شبیه به کابوس بود تا ام آر آی رفتن! امیدوارم دیگه هیچ وقت واستون اتفاق نیفته. 

واقعا همینطور بود
متشکرم

یک مسلمان
می گن هر چیزی که منو نکشه قوی ترم می کنه
اما برای خودشون می گن...انصافا الان با خوندنش وحشت کردیم و نگران تون شدیم...


مرگ های کوچکی دارند مردم دوست دارم
مرگ من مثل شهادت مرگ بی مانند باشد
#امیری-اسفندقه

والا به خدا :|

دقیقا :)

-دایناسو ر-
اوه... خدا رو شکر به خیر گذشت.

+ چه باغ قشنگیه... ادم دلش میخواد اونجا باشه و نفس عمیق بکشه و لبخند بزنه :)

خدارو شکر

اوهوم واقعا زیباست :)

Hope ful
تنت سلامت ان شاءالله بانو :))


راستی آدرس وبلاگم عوض شده،  دوست داشتی این جدیده رو دنبال کن😜

ممنون عزیزم
حتما :)

آقای دال
خوبه که الان خوبید :)
خونه مادر بزرگتون چ قشنگه ^_^

شکر خدا
متشکرم :)

^_^ khakestari
ای بابا
حتی اگر هم ترس از محیط بسته نداشته باشه ادم، حسِ بدی میده...چهههههل دقیقه عاخه؟

امیدوارم بزودی خوب بشید

والا به خدا :(
متشکرم بانو جان :)

میم . الف
واااای -_-

+ چه خوشگله :))

خیلی :دی

هاتف ..
آخ چه کار خطرناکی ..
انشاالله که سلامتی الان

خطرناک نیستا
ولی خب باید همه چیز رو دونست بعد رفت تو دستگاه
شکر خدا :)

🍁 غزاله زند
ای عزیزمممم 😍 من به این همه لطف و دقت و مهربونی چی بگم آخه 🙈😻❤
چشم چشم،سرم خلوت شه،حتما زیاد زیاد مینویسم و حالم با حرفاتون صدبرابر خوب و خوب‌تر میشه 😍

خوشحالم 😍❤😍❤😍❤😍❤😍

🍁 غزاله زند
الهی عزیزم :(  حتما برات خیلی سخت بوده...
ولی خدا همیشه مواظبه.همین که کنارمونی و الان برامون نوشتنی یعنی حواسش هست و تو باید باشی برای هدفهایهدفهایی که دلیلِ زندگیِ هر کسی هست :) 
مواظب خودت باش آسوکای بی‌پروا ;) 

سلام عزیزِدل
کجا بودی شما
خیلی خوشحال شدم کامنتت رو دیدم
بعد از حدود یک ماه و ده روز ❤❤❤

خیلی سخت بود
ولی خب
خدا همیشه حواسش هست ❤

(زیاد زیاد بنویسآآ، ما دلتنگیم :) )

هیچ نویس
الان حالتون چطوره؟

شکر خدا

Neo Ted
الان چطوری داغان؟!

 زنده ام :دی

بوبک جان
من تجربه ش کردم دو سه بار ۰من همیشه آرومم ولی اینکه مجبور باشی تکون نخوری و نفس آروم یا نکشی توی تنهایی اون محیط و اون صداهای عجیب غریب دیوونه کننده س:(

من اسکن رفته بودم اما ام آر آی اونم 40 دقیقه غیرقابل تحمل بود خدایی :(

مه سو
واییییییییییییییی خدا بهت رحم کرده پس....چرا بهشون نگفته بودی ترس از محیط بسته داری؟!!!

آخه فکر نمی کردم طولانی بشه
اولین بارم بود
نمی دونستم اینقدر وحشتناکه :(

حاج مهدی
آزمایش اینجوری میگیرن که بهتر بشیم؟ :/

خدایی خیلی ترسناک بود

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان