بله اینجوریاست!

بخشی از خاطرات 8 سالگی من

وی اصلا اهل داستان های "یه روز عمه قزی" و "یه روز خاله پری" و اینها نبود.

همونطور که در تصویر مشاهده می کنید.

وقتی بچه بودیم یهو اصل مطلب رو بهمون می گفت و تمام :|

آسـوکـآ آآ
Rasoul ®®
=))) الهی..
+ اما انصافا دست خط خوبی داشتین

متشکرم :دی

سنجاق قفلی
منم از بچگی تا الان عاشق داستان ها و فیلم های ترسناکم.
یادمه بابام یه کتاب در مورد جن ها داشت که عکس یه جن پشتش بود
من این عکس رو دیدم و تا دو سال شبا می ترسیدم برم دستشویی : (
بعد دو سال دوباره اون کتاب مضخرف رو اتفاقی عکسش رو دیدم.تازه یادم رفته بودا!
هیچی دیگه فکر کن یه بچه9 ساله با عکس جن به اون ترسناکی با چشمای قرمزش...

بابای منم داشت
تازه یه بار عکسش رو کپی گرفته بود و زیر بالشتم گذاشته بود:-|
 میبینی باهامون چیکار کردن:-D

00:00 :.
خخخخخخخخخخ

:دی

هلیا استاد
:))) خیییلی خوب بود

:-D

mr point
اوه اوه
از اون دهه ی اول زندگی هم شانس نیاوردیم مثل اینکه :))

واقعا:-D

دختریم ...
کلا بدون مقدمه وارد داستان شدی اصل غافلگیری دیی:

:-D:-D

حسین ژوان
عجب بی مقدمه رفتن سر اصل مطلب!
و خط خوبیه در هشت سالگی...

میبینید؟:-D

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
:-)))))
از همون بچگی روت حساب کردند.

:-D

مهدی صالح پور
داستان های کوتاه ترسناک!

اصل داستان کوتاه بود اما تعریف کردنشون با اعمال شاقه بود :دی

بانو ...
:)))

:))

ریش قرمز (میلاد)
حالا باز جهت بیان واقعیت گفتنش هم یجوری هضم میشه، بزرگترامون برای ما فقط و فقط به قصد ترسوندن تعریف می کردن، اونم با افکت یهو خاموش کردن چراغ و صدا و از این حرکتا :)))

دقییییییییییقا :دی
هنوزم یه وقتایی بابام وقتی به آینه نگاه می کنم پشتم وامیسته و از تو آینه بهم زل می زنه :))

فربانو ...
:)))))))

:))

آلاء .
داستان های جن ای مه اون زمان:))

وحشتناک بود :-D

حامد سپهر
این یعنی بچه رو از همون دوران با واقعیت روبرو کنی و بهش دروغ نگی
همچین نسل به فکری بودن:))

میبینید تورو خدا:-D

مه سو
وای واییییییییییی....وی بسیار شبیه پسرخاله های ما بوده که همش از جن حرف میزدن و قصه ی شبمون بود!!!

به خدا هنوز ترسش تو جونمه:-D

Neo Ted
صراحت بیان از ویژگی های بارز وی

:-D

اسمان ***
بچگیتم خاص بوده😂😂😂🤦👌

والا:-D

خانم انار
پدر به معنای واقعی کلمه:))

:-D:-D

پرواز ...
اقا دست خطت خیلی خفن بوده D;
So shakh =)))))

راس میگی؟:-D

آقای دال
خیلی زبان گیلکی رو دوست دارم خیلی باحال حرف میزنن و لحنشون هم خیلی شبیه کوردی ماست :)

خدایی لهجه مون باحاله:-D
واقعا؟ تا حالا دقت نکردم

لیدی امیلی
سلام :)

نمیدونم چه حسابیه بچه ها اینقدر جن براشون جذابه! :))

سلام عزیزم
به خدا بابام تعریف میکرد وگرنه ما از ترس سکته میزدیم:-D

نیـ ـلی
انشالله بعدا مزاحم تی می‌شم :)

تی مزاحم میشم درسته البته :دی
این چه حرفیه عزیزم
مراحمی ^__^

نیـ ـلی
چرا کسی نسبت به جمله بندیت عکس‌العملی نشون نداده؟ :دی
+آسوکا :) این تن بمیره یه کم به من شمالی یاد بده :))) ایسه ینی چی؟ تی یعنی چی؟

شرمنده م کردن به روم نیاوردن :)))
ایسه یعنی هست
تی یعنی تو
اگه چیزه دیگه ای هم هست برات ترجمه می کنم :دی

محمد هستم
خو اینفر ایسه ده . پ چی فک بوکودی؟ :/

راس گی؟:))
خاکَ میسَر دِ :دی

مهدی یار
خخخ.
احساستون بعد شنیدن این داستان چی بود؟

:دی
از همون موقع تا حالا ترسش همرامه

محمد هستم
اصن تی ذهنم مشغول نوکودی . وگردستی خانه و تی شامه بخوردی :|

وای نوگو :دی
اتفاقا هَ الان هم خانه دورون تنها ایسم ترسم
هَمَش فک کنم یه نفر حیاط دورون یا اتاق دورون ایسه :))

بلوط خانوم
ای بابا! ای بابا!  :)

+ فکرشو نکن. پدر من هم گاهی از این کارا میکنه. :/

میبینی تورو خدا :دی
تازه بعدش هم می پرسه ترسیدی؟  :|
نترس بابا جون! واقعیت داره و اونا وجود دارن :|

آرزوهای نجیب (:
((:

:))

chefft.blog.ir 💞💕
خیلی خوبه که خاطرات رو از بچگی بنویسی و یادگاری بمونه😊
خوجبحالت

البته فقط دوران ابتدایی نوشتم :دی

علی ابن الرضا

مثل یک مرد بزرگتون کرده ها ماشالله

:دی
به خدا هنوزم یاد داستاناش میفتم می ترسم

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
مهر ۱۳۹۷ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان