حقیر نباشیم.

آقایی که با چهل، چهل و پنج سال سن، وقتی یه دختری با باباش میاد مغازه ت و کارش گیره و شماره ش رو بهت میده که بهش خبر بدی بالاخره می تونی چیزی که میخواد رو بسازی، سریع شماره ش رو سیو میکنی و جای اینکه تماس بگیری و بگی بلد نیستی انجام بدی کارشو، تو تلگرام پیام میدی که خانم فلانی من فلانی هستم، مشکلتون رو حل کردین؟ و بعد باز پی ام میدی و من بلاکت کردم.

خواستم بگم لعنت بهت که اینقدر کمی که با از بین بردن احساس امنیت من میخوای حال کنی! :-)

آسـوکـآ آآ
مرد مُفرد
سلام خدا بر شما.حکمت نام آسوکا چیست ؟

چه سلامی!، سلام
اسم یه شخصیت تو یه کتاب ژاپنیه

مجهول الحال :)
عجب :|
اهمیت نده به همچین ادمایی :(

اوهوم:-)

هانیه شالباف
نفرین‌کردن این آدما کار بدیه؟
یه نیمچه‌ نفرینی کردم...

نه اتفاقا
بالاخره باید متنبه بشن به یه روشی:-)

آلاء .
گستاخی این انگل های جامعه واسه اینه که کسی جلوشون در نیومده
پیام هاش و نگه دار
بابات بره داد و بیداد کنه ابروش و تو محل ببره یه بار دیگه خواست برا کسی مزاحمت ایجاد کنه یاد این اتفاق بیفته و مشیمون بشه

نگه داشتم عزیزم، تکرار شد حتما این کارو انجام میدم.
واقعا گستاخن...

آلاء .
بابات و بفرست مغازشدندوناش و بریزه شکمش ادب بشه

حتما این کارو انجام میدم

آلاء .
شمارش و میدادی بابات حالش و میگرفت

شماره ش نیفتاده بود...

رفیعه ...
فضولیه اگه بگم چی میخواستی؟! :|

نه :-D
میخواستم یه صفحه فلزی رو برام به مدار الکتریکی وصل کنه.

.Faber K 
چه فاجعه آمیز :)

خیلی...

هَشْتْ حَرْفى
ای بابا :))

ما معلم فیزیک ها این مدلی هستیم:-D

هَشْتْ حَرْفى
شاید هم.

حتما هم

هَشْتْ حَرْفى
ضرورت ها تو جامعه ی مدنی، بر اساس قراردادهاست. 

همه چیز قوانین و قرارداد نیست
احساسات آدما و ابعاد روحی و روانیشون تو این قراردادها تعریف نشده و این ضعف جامعه مدنی تعریف شده واسه شماست

هَشْتْ حَرْفى
نه همه ی اینا بدن. نبودن حس امنیت هم قطعا بده؛ ولی، فهمیدن اینکه احساس امنیت کردن بیشتر وهمه تا واقعیت، میتونه خوشحال کننده باشه.

باز هم باعث نمیشه نسبت به این قضیه خوشحال باشم
این حس رو دخترها فقط میتونن درک کنن که چقدر واسه مون ضروریه.
فقط دخترها!

هَشْتْ حَرْفى
منظورم خود امنیت نیست، اون حس امنیته که از بین رفته خوبه.

چند روزه اثرش مونده
ترسش مونده
اضطرابش مونده
اینا خوبن به نظرتون؟

هَشْتْ حَرْفى
خوشحال کننده ست از بین رفتن این امنیته، نه؟ 

چرا خوشحال کننده باشه؟

ح. شریفی
همون بهتر بگیم عدم وجود شخصیت

همینطوره...

هَشْتْ حَرْفى
چرا لعنت بهش خب؟ 

چون کاملا احساس امنیت منو از بین برد

zahra TA
بعضی ها از چیزی که به نظر میان، بیشتر مریض اند و متاسفانه تعدادشون هر روز بیشتر از قبل میشه.
گالهی احساس ناامنی میکنم

دقیقا

آرام :)
روانی و عقده ای بود احتمالا...

احتمالا

💟عکس کده💟
:)

وبلاگ خوبیه

:-|

اسمان ***
این ادما مریضن مرییییییییض:/

اوهوم

قاسم صفایی نژاد
در پاسخ به پاسختون:
شما برای خودتون تلگرام رو فضای شخصی تعریف کردید. شاید یکی این کار رو نکرده باشه. اساسا در رسانه‌های اجتماعی که کمی بیشتر پست مدرن محسوب میشن، نمیشه چارچوبی گذاشت. به نظرم راحت‌ترین کار اینه که در تنظیمات تلگرام، دیده شدن اسم و عکس و ... رو توسط افراد ناشناس ببندید و دسترسی اونا رو برای دعوت به گروه و کانال هم ببندید. اگه کسی هم مثل ایشون پیام داد، بلاکش کنید مثل همین کاری که کردید ولی دیگه عصبی و ناراحت لازم نیست بشید.

همین کارایی که گفتید انجام دادم:-)

سارا سماواتی منفرد
این رفتارها فقط از فکر ها و ذهنهای آدم های بیمار که متاسفانه خودشونم در ابتلا به این بیماری هیچ نقشی نداشه اند ناشی میشه .
اینجور آدم ها بیمارند و بیماریشون هم درمانی متاسفانه ندارد.
اما باید به پدرتون می گفتی و می رفتین دم مغازه طرف ...

اوهوم واقعا مریضن...
میگم بهشون حتما
کمی کسالت دارن و درگیر دکترن
بهتر که شدن بهشون می گم :)

ماهرخ
پس چی میگی در مورد اون مدیره اموزشگاه 40 ساله که تو محیط اموزشی به یه دختر 15 ساله نخ میده؟
و دختر 15 ساله ای که برای در امون موندن از جلسه بعد چادر میپوشه؟و تازه بعد از اون میفهمه این جامعه چقدددرررر میتونه وحشتناک باشه؟؟؟
البته نظر شما محترمه واقعن ولی من این احساس ناامنی رو رو به یه چرخه معیوب نسبت میدم، جدیدا به این نتیجه رسیدم که شاید به خاطر تفککیک جنسیتی که ازاولوجود داشته اینجوری شده
مثلا اگر من اون موقع با تجربه تر بودم در این زمینه اصلا اونققدددر خودخوری نمیکردم فقط خیلی ریلکس از اون ادم دوری میکردم، کاری که دقیقا الان انجام میدم اما اصلا دلیلی نداشت خودمو اذیت کنم ،ولی خب چون با هیچ جنس مذکر غریبه ای برخورد جدی نداشتم تا اون زمان،
خیلی اذیت شدم
البته که شما با تجریه ترین و نگرانیتون شاید دلیل دیگه ای داشته:)

لعنت بهش...
من اگه تو روم بهم چیزی میگفت، جوابش رو مستقیم میدادم، بدون هیچ ترسی
اما پی ام دادن، اون هم وقتی شماره ش نیفتاد،ه، یعنی یه جای کار میلنگه
واسه اینکه هی خودخوری نکنم، بلاکش کردم.
و دقیقا حق با توئه، اینقدر جاهای مختلف تفکیک جنسیتی شده که نگاه مردها به ما نگاه چندش آور و مشمئز
کننده  و البته خریدارانه ای شده. من تو دانشگاه دیدم همکلاسی ای که واقعا پشتم درومده و مسئول آموزشی که هر بار میرفتم از فرق سر تا کفشمُ برانداز میکرد...
امیدوارم اوضاع درست شه.

مهر ارسنج
اول نمی خواستید جواب بدید؟ نه تورو خدا بیایید بلاکم کنید :))

شاید اون آقاهه تنها بوده، گناه داشت.
ولی خب به هر حال، موفق باشید.
:دی

نه نمیخواستم خدایی نکرده تو ناراحتی حرفی بزنم که بعد هشیمون بشم.
امیدوارم عاقبت به خیر شن! گناهم نداشتن:-| ادامه بدید جیغ میزنم:-D
همچنین:-)

لیمو جیم
کار خوبی کردی 
این مریضها کمترین حقشون همینه

دقیقا

بانو ...
از این افراد زیادن عزیزم ...

متاسفانه...

پرواز ...
چقدر تهوع اورن بعضیا -_-

اوهوم:-)

مهر ارسنج
دیگه نمی خواسته شمارو بدزده و کلیه هاتون رو در بیاره بفروشه که!
خب شاید یچیزی می خواسته بهتون بگه، داشته سر حرف رو باز میکرده، یا چمیدونم، اصلن شاید از شما خوشش اومده باشه، می خواسته باهاتون دوست بشه!
این هیچ مشکلی نداره واقعن! کما اینکه سنشون از شما بیشتر باشه، با برخورد های خیلی بهتر هم میشه قضیه هارو حل کرد.
تلگرم اصلن مکان شخصی ای نیست، تا وقتی شما خودتون برا خودتون شخصی سازی نکنیدش، می تونستید شماره باباتون رو بدید، یا برای این کارا ی خط داشته باشید که تلگرام نداشته باشه!
من عذرخواهی می کنم، ولی برخورد شما با این اتفاق ساده خیلی حقیر تر از کار اون آقا هست!
من نه اون آقا رو میشناسم، نه شمارو، فقط این برخورد یکم برام غیر منطقی بود. و اینجاست که همیشه گفتم بینش و دانش تومنی توفیر داره خانم مهندس.

اول نمیخواستم جواب بدم ولی لازم دونستم سکوت نکنم
آدمها همه مثل هم نیستن، برخوردشون، حریمشون، احساساتشون
ممکنه یک نفر از این برخورد استقبال هم کنه و اصلا شاید دلش هم بخواد رابطه ای رو شروع کنه
ولی من اینطور نیستم، شماره دیگه ای هم ندارم که بگم اینو به این بدم اون یکی رو به اون
قرار نیست من مدل زندگی کردنم رو به خاطر بقیه تغییر بدم، به خاطر در امان بودن هی دور خودم دیوار بلندتری بکشم، ده تا سیمکارت داشته باشم و هربار فکر کنم به کی کدوم رو دادم. من حریمم همینطوریه. برام مهم نیست واسه بقیه چطوره، من به میل اونا خط های قرمزم رو عقب نمیبرم.
بلاک کردم چون حس مشمئزکننده ای بهم دست داد، از اینکه یک مرد اینقدر بیکاره که به فکر اینه که شماره ش برام نیفته و بعد اینکه من دیگه چیزی نگفتم ورود کرد به پرسیدن سوالات شخصی!
اون آقا فقط یه مغازه دار بودن، دلیلی نمیبینم که یه آدم بند دلش اینقدر شل باشه که با دیدن یه دختر داغون و خسته و ناامید که دست تو دست باباش اومده واسه کار پایاننامه ش به عنوان یه سوژه دیده بشه. اون آقا روش خودشون رو داشتن من هم همینطور.
شما میتونید رفتار من رو حقیرانه و تحصیلاتم رو حتی تومنی هم ارزشمند ندونید
واسه من این رفتار زننده ست و ترجیح دادم خودم رو اذیت تر نکنم، همین:-)

مهر ارسنج
خب از اونجایی که دقیق ننوشتید چی بهتون گفته که بلاکش کردید، من نمیتونم نظرم رو قاطع بدم!
همین؟ من فلانی هستم مشکلتون حل شد؟ و بعد باز پی ام داد و شما بلاکش کردید و الآن اون حقیر هست؟

واقعا نمیتونم بفهمم چرا دنبال این هستید که رفع اتهام کنید از ایشون
من شماره م رو دادم که بهم خبر بدن میتونن انجام بدن یا نه
ایشون شماره منو سیو کردن و بعد از اینکه بهم پیام دادن شماره م رو پاک کردن که وقتی پی ام میدن شماره تلفنشون نیفته
واقعا فکر می کنید چنین آدمی واسه رضای خدا به من پیام داده؟ و بعدش هی سوالای بی ربط دیگه می پرسه؟

گیلزاد
اگه اذیتت کرده نیتی داشته برو مغازش داد بزن سرش  که چرا مزاحمت شده بذار رسوا شه.:| نمیدونی ارامشش چقدر بیشتره که.من الان یمدت شروع کردم مقابل مزاحمتا دادو هوار راه انداختن با اینکه برام خیلی سخته قرمز میشم ولی هم اون شاید از خجالت و ابروش دیگه کمتر اون کارو بکنه هم خودم تخلیه میشم .

برام کابوس شده واقعا...
فعلا بلاکش کردم
انشاالله که متنبه شه :|

مهر ارسنج
سلام،
بعد از خوندن پست و نظرات، متوجه نشدم عنوان "حقیر نباشیم" رو با کی بودید دقیقن!

سلام
با اون آفا و امثالهم...

قاسم صفایی نژاد
حالا شاید بیچاره منظور بدی نداشت. شاید واقعا نگران بود مشکلتون حل بشه. اخه دیگه آدم ۴۰-۴۵ ساله که دنبال این کارها نیست.

تلگرام یک فضای کاملا شخصیه
و تلفن دادن به غریبه فقط و فقط برای تماس جهت همون کاریه که باهاش داری
غیر این یعنی منظوری داشته

بله این عدم تعادل تو مردهای چهل ساله هم وجود داره.

ار کیده
از این آدما همه جا هستن... :(
ایشالا دیگه هیچ وقت برات پیش نیاد 

انشاالله ...

مصطفی فتاحی اردکانی
ببخشید اون بی شعوره شما استرس میگیرید!!!!!!!!

نمیدونم
حس میکنم نگرانم کردم

نسر ین
موافقم با تد
خودمم خیلی استرس میگیرم البته
ولی چاره ای نیستن جز مقاومت کردن
البته تاجایی که میشه باید حالشون رو جا آورد
که تجربه بشه براش
تکرار نکنه

واقعا فک کنم باید خودم رو آروم کنم
اینجوری اذیت تر میشم

عینکی عینکی
به تو، خودم و همه خانم ها پیشنهاد میکنم این جور آدم ها رو رسوا کنیم. وقتی چند بار رسوا شدن یا از کارشون دشت می کشن یا دیگه برای همه شناخته میشن. میفهمم حست رو...

تکرار شد بابام رو میفرستم حالشُ بگیره:-|

آقای سین
اسکرین میگرفتی و برای خانمش میفرستادی :))

حس میکنم مجرده...

حامد سپهر
چقدر تعداد آدمهای پست زیاد شده اینروزا
واقعا ارزش فکر کردن هم ندارن این آدما

خیلی زیاد شدن...
اوهوم

yasna sadat
خاک تو سرشون..

واقعا

فا فا
این روزا هروقت بخوای شماره‌تو به کسی بدی تن و بدنت می‌لرزه:/

آره به خدا

بهارنارنج :)
واقعا!:)

:-(

مصطفی فتاحی اردکانی
یه روش خبیثانه پیشنهاد میدم.
بلاک نکنید، بذارید پیام بده همچنان، حتی اگر خواستید سین هم بکنید ولی جواب ندید. این حرکت طرف مقابل رو تا سرحد مرگ هم جلو میبره.

+اخطار: به علت عصابنیت و فشار در آخرین پیام ها ممکن است فرد مقابل از حد خود بسیار پا فرا تر بگذارد. ترجیحا بر احساس کنجکاوی خود غلبه کرده و پیام ها نخوانید.

من پیامهای غریبه هارو باز نمیکنم
اما اسمم رو دیدم فکر کردم شاید از جایی که وسیله سفارش دادم باشه(قرار بود تلگرامی پیام بدن)
اما باز کردم دیدم مغازه داره ست شوکه شدم واقعا
بلاک کردم، اگه نمیکردم این کار رو هر دقیقه اضطراب می داشتم که نکنه باز پیام بده

محمد هستم
آدرس بده فقط

ممنون همشهری
(خ تختیه :-D)

ترنم بهار
چه استرسی؟ بیخیالش شو،کم نیستن اینجور آدما متاسفانه، استرس بگیری به فنا میری، گور باباشون
تو اتوبوس دوست من به یه مورد از اینا برخورده بود، ینی یک بلاااایی سر یارو آورد،دیگه مرده از ترسش وسط بیابون گف نگه دار پیاده میشم :))))

نمیدونم چرا اینقدر مضطربم...
دمش گرم واقعا:-D

عین الف
خیلی بده

خیلی...

دلی دینگ
خوبیش اینه که آدم میشناسه بعضی از آدمارو:/

امیدوارم خیر نبینه..

هلیا استاد
هیچوقت نمیتونم این آدمهای کوچک بدبخت رو درک کنم. چطور واقعا؟

تا صبح فقط کابوس دیدم
هنوزم مضطربم...
یعنی این آدما خیر میبینن؟

هاتف ..
خیلی زیادن از این ... ها

متاسفانه...

حوا ...
بدترش رو دیدم خواهر :|

چقدر متاسفم که کمترین حقوق (احساس امنیت روانی) رو از ما دخترا گرفتن...

حوا ...
برن بمیرن همه‌شون. والا

میبینی خواهر :-|

🔹🔹نیلگون 🔹🔹
خاک بر سرِ اینطور آدمها 

واقعا هم...

نیلی ‌
به برنجی که می‌خوری قسم، حقشه تی بلا بخوره تو سرش.
جانِ من بگو درست گفتم :|

درسته درسته :-D
والا بوخودا:-D

بیست و دو
استرستو میفهمم خدا لعنت کنه همه مزاحمین و مریضای اینجوری رو

فکر اینقدر مریض...

Neo Ted
اشتباه کردی دگه! باید میشستی سه فصل برکینگ بد نگاه میکردی! :)))

مطمئن بودم به برکینگ بد ربطش میدی:-D
حتما میبینم داغان اعظم

Neo Ted
به نظرم ارزش این‌جور آدم‌ها انقدر پست و ناچیزه که حتی بهت نقد دارم چرا در حد یه پست واسش وقت گذاشتی! حالا بماند که شاید بخاطر این اتفاق ناراحت هم شده باشی که طبیعیه، ولی اجازه بدی اون حس باقی بمانه و ناراحتت کنه! بیخیالش بابا!گور سرش! :))

باورت میشه از سر شب تا حالا از شدت اضطراب سه تا پروپانول خوردم :|
گفتم یه ذره فحش بدم تو پست شاید دلم خنک شد :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
شهریور ۱۳۹۷ ( ۴ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان