آبرو

خوب است که این روزها آن دخترک بیست و یکی دو ساله گذشته نیستم. آن روزها همه چیز اذیتم میکرد، برایم قضاوت شدن مهم بود، نظر دیگران مهم بود، مورد تهمت واقع شدن مهم بود. بهم میریختم، چندین روز غذا نمیخوردم، نمیخوابیدم، مدام مضطرب بودم و زندگی ام را به حال خودش رها میکردم. این روزها اما قیدار درونم بیدار است، تمام این اتفاقات فقط میتوانند یک روزم را خراب کنند. دیگر برایم مهم نیست قضاوت شوم، متهم شوم به کار نکرده و بدتر از همه  دستم به جایی بند نباشد برای دفاع از خودم. فقط میدانم خدا بسیار بزرگ است و زمین بسیار گرد و مطمئنم که خدا اگر ازحق الله و حق النفس بگذرد، از حق الناس نمیگذرد. آن هم حق الناسی که بند به آبروی یک نفر باشد...

از من کمترین به یادگار داشته باشبد:" قبل از تهمت زدن، دو دو تا چهار تا کنید ببینید طرف در قد و قواره  کاری که بهش نسبت میدم هست؟!"

پ ن به قول بیست و دوم فوریه:  "یا غیاث من لا غیاث له"

آسـوکـآ آآ
محمد هستم
بیترین هوادار :))
کمی تاخیر خورد 

دَنَم :دی
خب پس خبر از شما!

محمد هستم
سلام کُر 
من اجرا ندارم . ولی امروز غروب ساعت 7 یا فردا ساعت 5 اجراست . اگه خواستی بیای بگو بلیط بگیرم واست

سلام ری
قرار بود جرا داشته باشین که :(
نه من تی اجرا اَیَم فقط :دی

بانو ...
سلام عیدت مبارک عزیزم 

ممنون عزیزم :)

فرشته ...
شاید چون تجربه‌اش نکردن

اوهوم

فرشته ...
خیلی سخته متهم شدن، خیلی...

چرا بعضیا اینو نمیتونن درک کنن...

Parad ox
حرف مردم همیشه بی ارزشه...
مطمئن باشین یه روز جواب تهمتاشونو میگیرن...
موفق باشین :)

انشاالله، ممنونم:-)

محمد هستم
ببین، گذر کن
از این ایام تعطیل استفاده کن . قدم زنان به سمت خاتم برو . جشنواره س . جلوی در سالن به اون دختره بگو بلیط مهمان بده . اگه نداد بگو من گفتم :)) 
ول کن این چیزا رو -_- عه

سلااام رییییی
اجرا داری؟ میشه بیام؟

پرواز ...
الهی که خدا نگاهشو ازت برنداره آسوکا جانم :**

ممنونم دکتر جانم:-*

نسر ین
قطعا کسی که تهمت میزنه نمیشینه به این توصیه ی تو گوش کنه، چون اگه گوش کنه اصلاح میکنه خودشو.
ولی جدا منم مثل تو بودم توی اون سن و سال، خیلی راحت به هم میریختم، خدا رو شکر که آدم میتونه بعد از یه سنی خودش رو پیدا کنه و قوی تر بشه. چون به هر حال این سم پاشی ها که متاسفانه تمومی نداره

اصلا هدفم این نبود که اون گوش کنه، در واقع یه هشدار واسه خودمه که بعدها من این اشتباه رو انجام ندم.
واقعا همینطوره، از یه جایی به بعد نسبت به اون چیزایی که اذیتت میکرد قبلا بیخیال میشی و این خیلی خوبه.

zahra TA
با این خدا شک ندارم که هیچکس تنها بمونه.
همه ی ما قضاوت می کنیم اما کاش قبل از اون قضاوت صحیح یاد بگیریم.
کاش منم زودتر ازین دختر 22 ساله ی الان رها بشم 

خدا هیچکس رو تنها نمیذاره و تنها قاضی دنیاس:-)
میشی، دیر نمیشه عزیزم.

نیلی ‌
خیالت راحت باشه که خیلیا می‌دونن تو واقعا چی هستی. 

عزیزم...

لیمو جیم
زمین گرده , میچرخه
اونی که تهمت میزنه باید منتظر تاوانش هم باشه انگار

شک ندارم

قاسم صفایی نژاد
آبرو خیلی آزمایش سخت و بزرگیه 

خیلی بزرگ...

بانو ...
امان از تهمت و آبرو بردن 
خدا میبیند 

شک ندارم میبینه :)

باران ساحل
ما خودمونو قاضی میدونیم اجازه میدیم اظهار نظر کنیم درباره هر کسی و این بده کاش یاد بگیریم که همه مون که این بدترین کاره. کاش یاد بگیریم تا با کفش کسی راه نرفتیم کلامی ازش به زبون نیاریم. کاش...

خیلی بده آدم به چیزی متهم بشه که حتی روحشم ازش خبر نداره. تو منو میشناسی، کاش میشد چند ساعت، من باشی و بهم بگی چیکار کنم درست تره...

بیست و دو
الهی قربونت خوب من...مطمئن باش یه روزی با چشمای خودت جواب خدا بهشونو میبینی.
من یه همکاری داشتم که کلا روز رو اینطور آغاز میکرد که خب حالا برای کی دسیسه بچینه ؟ به کی تهمت بزنه؟ زیراب کیو بزنه؟ ...خیلی شدیدا رند بود و خیلی شدیدا غصه های فراوون و گریه های فراوون تر کردم از دستش...ولی یادم هست چجوری ذره ذره خدا جوابشو داد تا حدی که دیگه هیچ جایگاهی نداشت توو شرکت فقط بیرونش نمیکردن نونش بریده نشه ولی تا تمام کاراشم از دستش گرفته بودن. یه روز یادمه همون سرکار سر نماز بودم ( برای نماز خوندن منم حرف درمیاورد، فقط ببین چی بود) ...همون جا سر نماز صفحه وبلاگمو باز کردم نوشتم خدا خیلی بزرگتر از اون چیزیه که آدم فکر میکنه...
خدا دقیقا فریاد رس آدمای بی کسِ..
خدا رفیق من لا رفیق لهِ... 

من شک ندارم که که خدا بشدت بزرگه و حتما حق رو نشون میده.
تو بهترینِ بیانی، میدونستی؟💙

استاد بزرگ
دقیقا ...
حق الناس خیلی مهمه ...
خیلی.

خیلی واقعا :)

حوا ...
و خدایی که به شدت کافیست...

دقیقا...
سپردم به خودش.

بابای نرگس
خیلی سخته تهمت زدن

خیلی سخته متهم بشی! تهمت زدن که انگار راحته :)

هانا :)
اون دختری که ازش نوشتی شبیه اینروزای منه://

ای بابا...

بانوی مومن
آخ که از قیدار نگو:)
مرسی،تلنگر خیلی خوبی بود.خیلی وقتها درگیر چیزای بی اهمیت میشیم.چیزهایی که فقط باید بسپاریم به خودش...خود خودش...

دقیقا! شاید دیر بخواد جواب بده واسه اینکه صبرمونو امتحان کنه. اما سکوت نمی کنه :)

محمدرضا ...
واقعا خوش‌حالم این اتفاق رو رقم زدین ... خیلی نتیجه‌ی بزرگی در یک زندگی هست ... خیلی خوبه ... :)

ممنون :)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
آذر ۱۳۹۷ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان