دل انارها هم ترکید!

درخت انار خونه مادربزرگه

سلام جناب یارِ وقت‌نشناس، پاییز‌نشناس، دلتنگ‌نشناس! می‌بینی؟ دل انارها ترکید، و تو هنوز از راه نرسیدی. حتما پیش خودت فکر می‌کنی که خیلی خفنی که من منتظرتم و تو هی نمیای. خواستم خدمتت عرض کنم که نه! اگه من منتظرتم چون فکر می‌کنم که تو تنها کسی هستی که ارزشش رو داره که من وسط همه‌ی گرفتاری‌هام، درس‌هام، کلاس‌هام بهش فکر کنم. تو ارزشش رو داری که وقتی بچه‌ها بهم می‌گن: "خانوم شما عاشق فیزیکیدا !" یاد تو بیفتم و دلم بخواد بهشون بگم که "حالا نمی‌دونید من چقدر عاشق یارم." من عاشق توام! همین تویی که معلوم نیست کجای این دنیایی که هی بهت نمی‌رسم. آقای یار! من خیلی خسته‌ام. از شب‌های طولانی پاییزی که توش تو is typing نیستی. صدای تو از پشت تلفنم بهم نمی‌رسه و از همه مهم‌تر ندارمت که غر بزنم کارم زیاد شده و می‌خوام جا بزنم و تو بگی:"فقط به تهش فکر کن که تموم شده و یه پایان‌نامه صحافی شده دستته و می تونی به خودت بگی از پسش بر اومدم." از پسش بر نمیام یار... یه چیزی بهت بگم؟ فکر نکن بعد از یه مدت طولانی نبودن، بیای و بخوای همه چیز رو درست کنی، همه چیز درست می‌شه، نه! دیر برسی دیگه من، این من نیستم و منِ منتظرت جاشو به یه منِ بی‌تفاوت داده که دیگه براش مهم نیست تو توی زندگیش باشی یا یکی دیگه. زود بیا. زود برس. نذار بندبند دلم مثل بندبند انار از هم بپاشه.

آسـوکـآ آآ
1900 __
کاش برای تو زود برسه. خیلی خیلی زود

ممنونم ❤

روگــ آ
من 
آقاگل و سایرینی که هنوز رو نشده!
البته من ترم 3 هستم. خیلی مهندس محسوب نمیشم.

اصلا حواسم نبود. آقاگل هم مهندس شیمی هستن درسته. :)

کم کم محسوب میشید. به جمع ما خوش اومدید به هر حال :دی

روگــ آ
چقدر جالب:)) یک مهندس شیمی دیگر در بیان!

اون یکیش خودتونید؟ :دی

Hadis :)
منم فضول نیستم،اما از خوندن پست بالا بسی دلم غش رفت :دی شاد و پیروز باشی بانوی زیبا :)

ممنونم :)

تک مدی
دل و جیگر ما که خون شد اینارو خوندیم
آسوکا به نظرم کم کم همت کن نمازارو برو مسجد محل بخون، یا مسجد یه محل دیگه، چمیدونم والا، یهو دیدی برگشت به دهه 50 فرجی شد
قدیما زودتر ملت دل میدادن دل میگرفتنا
ایناها نمونه ش والده و ابوی
اسمایلی چشمان ستاره ای

اینا واسه جووناست. از ما گذشته :دی

حسین ژوان
مطمئنم از پس اینم بر میایی...
گاهی ادمها و اتفاقات بینشون خیلی عجیب و غریب و غیر منتظرس.باید گاهی منتظر یه اتفاق خاص بود.
نمیدونم چرا از خواندن این متن(متنهای قبلی)یه حس ناشناخته به ادم دست میده.انگار بخوای بگی بیخیال سخت نگیر و از این حرفا چمیدونم.

از پس این من نباید بر بیام. اون باید بربیاد!

آره دیگه سخت نگیره منم همینو میگم :دی

دوست
حال و هوای عکسا عالیه.
وقت کردی بهم سر بزن.

ممنونم :)

لافکادیو ‌‌
اینطوری بگو بذار اینایی که دو دل موندن تکلیفشون روشن بشه. آقا باغ دارن تو شمال اونم رشت... انار... چند هزار متری... از اینور بر جنگل... از اونور بر جاده... بشتابید...

+ هر دو رو منظورم بود. هم باغ هم دختره :)) دروغ چرا بیشتر باغ :|

ببین اگه بازم خبری نشد من خودم میام میگیرمت:| دیگه بالاتر از باغداری که رنگی نیست... 

باید به شما بسپرم تبلیغ کنید. چقدر میگیرید تو وبلاگتون برام فراخوان بذارید؟ :دی

+ اینکه صادقید خیلی خوبه :دی

راضی به زحمت نیستم واقعا! :دی

لافکادیو ‌‌
من اگه یه دختر فلج کور و زشت بود که همچین باغ مادربزرگه ای داشت دور و برم بود صد در صد میرفتم میگرفتمش. البته اگه متراژش بالا بودا :))
ببین تبلیغات محیطی کمی کردی که الان میای اینجا ناله میکنی... مگرنه همچین کیسی روی زمین نباید بمونه :)

متراژش بالاست لافکادیو :دی
الان منظورتون از کیس دختره ست یا باغ مادربزرگش؟ :دی

صبورا کرمی🦄
چرا شما بلاگر های دم بخت اینقدر انتظار یار میکشید؟ صبور باشید بابا... اینقدر هم که شماها رویاپردازی میکنید رابطه شیرین نیست همیشه😐



جهت از انتظار دراوردن 😁

من از دم بخت بودن گذشتم. :دی

پاییزه و عاشقانه نویسی هاش.
ممکنه حتی بعدش این احساسات از بین بره. :)

سارا سماواتی منفرد
سلام
امان از دست یار بی وفا و یار نشناس 😉

به روی ماهت 

والا :(

اتوبار ملل
صبح میشه این شب. طاقت بیار

دیگه در این حدم نیستم :))

Os fur
این حس آشناست برام و این شعر کوتاه که زمزمه کردم ولی هیچ وقت عملیش نکردم؛

بیهوده دلت گرفته 
بیهوده
تا بوده جهان
جهان همین بوده
باید بروی به دیدنش باید
باری به هزار سال ابری هم
باران به اتاق تو نمی‌آید

ای بابا ... :(

آقای سین
همین تعصبات رو شهرتونه که جرأت نمیکنه بیاد این یار جنوبی :))))))))

یار من باید شمالی باشه. جنوب دوره  :دی

اینتِرنال‌ْ آدِر
ببینید بشر اونجا چه فرهنگ غنی ای داشته در طول تاریخ پس! :)) نمونه ش رو میتونید تو شیراز هم بیابید، اما بقیه جاهای ایران خیر.

باید بیاید گیلانو ببینید.

حرفی ندارم.
چیزی که عیان است و اینها :دی

اینتِرنال‌ْ آدِر
اگر قرار بود شما خطه ی من رو تحمل کنید و من خطه ی شمارو، اون وقت شما اصفهان و کاشان بودید و من گیلان و مازندران. جبر جغرافیاست وگرنه که فرقی نمیکنیم باهم. اما تهش خطه ی من نیکوتره، مگه نه؟!

معلومه که نه! به شهر و دیار ما نرسیدن و خدادادی زیباست.

شهر شما دست ساز بشره. شهر ما به الذات زیباست.
بله اینجوریاست :)

اینتِرنال‌ْ آدِر
بدین شکل طلب کردن، نزدیکی استجابت رو نشون میده.
بارونم زیاد اونجا میاد، بار روانی قضیه رو میبره بالا. برای همینه که من نمیتونم تحمل کنم خطه ی شمارو ها!

طلب چیه! حرف تو دهن من نذارید :دی
من کویر رو خیلی دوست دارم.
اما ایضا رابطه من و خطه شما هم همینه!

... به دنبال حقیقت ...
به شما نیز هم خوندن آیه 15 سوره حج رو  می پیشنهادم ! :)

حتما میخونمش

... به دنبال حقیقت ...
بیا که چشم تو تا شرم و ناز دارد کس
نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی
بیا که با همه نامهربانیت ای ماه
خوش آمدی و گل آوردی و صفا کردی
اگرچه کار جهان بر مراد ما نشود
بیا که کار جهان بر مراد ما کردی


https://nex1music.ir/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%88%D8%B4%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF/


پ.ن: سرکار خانم آسوکا...می رسد ان شاءالله :)

ممنونم ⚘⚘

انشاالله ✋

جناب منزوی
میاد، کلبه هم گلستان میشه :)

امیدوارم :)

خاتون ..
خدانکنه دلت بترکه..میاد ایشالا، زودى میاد :)

ایشاالله ❤

آرام :)
فصل زمستان هم مثل پاییزه شده 😀
ای یار اسوکا بیاااا🙃

کاشکی بیاد :(

^_^ khakestari
چرا انقدر اومدن و موندن رو پیچیده کردیم :(

کاش جناب یار یکم به صدای دلش گوش کنه و سریع تر پیدات کنه

خیلی بی معرفته :(

yasna sadat
واقعا به فکرش نمیرسه باید بیاد:|

دیگه با چه زبونی بگم :|

Neo Ted
به محتوای چند پست اخیرت نگاه کن :| شورش ر درآوردی دگه داغان :| اینا ر چرا به ما میگی؟! به مادرت بگو :|| :)))))

به مامانم گفتم :))

اینجا میگم که زودتر پیدام کنه :))

تو دلی
خب تقصیری ام نداره،تو این گرونی کمتر کسایی جرئت میکنن برن دنبال یارشون:/

:(

قاسم صفایی نژاد
یکی به شوخی می‌گفت دیگه شرایط جوری شده که شاهزاده با اسب سفید هم نیومد، نیومد! فقط دو تا پا داشته باشه و بیاد :D

نه دیگه تا این حد :دی

هالی هیمنه
من هر بار که نوشته‌هایی از این دست می‌خونم یادِ این قسمت از چند پست قبل‌ترتون میفتم:

دارم به نبودنت عادت می‌کنم، خو می‌کنم و دور خودم دیوار می‌کشم. می‌ترسم! می‌ترسم از روزی که دیوار چین بسازم و تو اون سرباز مغولی باشی که عاشق دختری از سلسله ی مینگ شده...

خیلی زیباست این بخش از اون نوشته. اصلاً آدم هوس می‌کنه دور خودش رو دیوار بکشه با این وصف. :))

خدای من :دی

مصطفی فتاحی اردکانی
و از کادر خارج می شود

: دی

zahra TA
چرا نمیفهمه آخه

می فهمه. فک می کنه دیرتر بیاد باکلاس تره...

ترنم بهار
یار میادُ شما به همین اندازه پری از حس عاشقی :)

فک نمی کنم دووم بیاره این حس عاشقی...

مرتضا دِ
ای بابا ...

ای بابا...

مه سو
عجب یاری هست که صداتو نمیشنوه زودتر بیادااااا.....
حالا بگو ببینم اصلا درها رو برای اومدنش باز کردی؟!!! کوچه رو آب و جارو کردی که بدونه یه نفر منتظره؟!!! نکنه یادت بره و راه گم کنه؟!!!

دیگه آب و جارو از این تابلوتر :(

راه گم کرده خیلی وقته :(

محمد هستم
عَ کرده کاران د چیسه 
بعد مره گه عاشق بوئستی 
آقای یار بیا دیگه . آسوکا کویی بار گذاشته :/

کویی بار گذاشته :))))))))))

Life Rhythm
ای داد از این دل بی داد از این دل فریاد از این دل ...

واقعا :دی

نسر ین
درواقع دیر آمدی نیمه ی عاشق ترم را باد برد ای یار جان!

آقا چه معنی داره که سازمانی برای حمایت از ما چشم به  راه های یار نیامده وجود نداره؟
ما بریم به کی شکایت کنیم آخه!
این چه وضعشه

واقعا چرا هیچکس پیگیر نیست :-/

فرشته ...
یعنی مگه من دستم به این یارها نرسه، تلافی این پاییزی که گذشت یه دل سیر کتک میزنمشون که بدونن آدم باید وقت شناس باشه خصوصا تو پاییز :)

گر چه این شهر شلوغ است
ولی باور کن
آنچنان جای تو خالیست صدا می‌پیچد...

والا. آدم که ندونه پاییز وقت اومدنه اصن بهتره که دیگه نیاد :(

هوپ ...
بی تفاوتی بده ولی من بهش دچار دارم میشم :-/

تقصیر خودشونه که نمیان :(

کلمنتاین ‌‌
رشته ت فیزیکه؟

نه. فیزیک تدریس می کنم.

حوا ...
چرا نمیای شما؟! :/ چه وضعیه؟! :|

نمیدونم دیگه به چه زبونی بهش بگم :دی

آشنای غریب
نفسم بند نفسهای کسی هست که نیست
بی گمان در دل من جای کسی هست که نیست

مثل هر روز نشستم سر میزی که فقط
خستگی های من و چای کسی هست که نیست

زیر باران دو نفر,کوچه،به هم خیره شدن
مرگ این خاطره ها پای کسی هست که نیست 
و ...

به نظر من هم تقصیر اونه :(

Neo Ted
:||

چیه خب :دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
آذر ۱۳۹۷ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان