کـآبـوس

از خواب می پرم

گوش هایم را با کف دستانم می پوشانم

چشمانم را حتی به قدر پلک زدنی هم باز نمی گذارم

گرمای اشک هایم را که  لجوجانه از گوشه ی چشمان، از لای پلک های بسته ام جاری می شوند حس می کنم

کمرم تیر می کشد

قلب لعنتی ام خود را به ستون های بدنم می کوبد

بغض لامروتم بی وقفه راه نفسم را می بندد

به خودم می گویم آرام باش

چیزی نیست

نترس

سایه ها و ارواح و صدای خنده هایشان خواب بودند

پریشانی و دویدن های بی نتیجه ات خواب بودند

زمین خوردن ها و گیر افتادنت در بن بستِ تنگ و تاریک خواب بودند

آرام نمی شوم

حتی صدای خودم را هم نمی شنوم

گریه هایم هق هق بی صدا می شوند

می ترسم کابوس هایم صدایم را بشنوند و جان بگیرند

می ترسم باز هم بیایند و اینبار خواب نباشد که از آن بپرم و خودم را نجات دهم

دستانم می لرزند

پلک هایم می لرزند

من می لرزم

من می ترسم

اولین بارییست که ازهجوم این حجم تنهایی می ترسم

اولین باریست که می ترسم در مقابلش زانو بزنم

اولین باریست که مطمئنم لب پرتگاهم

لعنت به مهندسی که می خواهد با ایده اش جان مردم را نجات دهد اما از پس کابوس هایش بر نمی آید

صدایی از کش و قوس درو پنجره به گوشم می رسد

در آرام باز می شود

گریه هایم شدید تر می شوند

دست هایم دیگر از پس گوشهایم بر نمیآیند

من امشب میمیرم

من امشب از هجوم تنهایی میمیرم

نفس هایم به شماره می افتند

دست هایم پایین می آیند

اشکهایم فرو میریزند

من امشب با اتفاقی نادر میمیرم

گوش هایم هنوز هم آن صداها را می شنوند

صداهایی مبهم از خنده هایی عذاب آورو قدم هایی که نزدیک می شوند

"شاید او آمده است"

شاید خودش آمده است که مطمئن شود ضربه اش کاری بود

مطمئن شود که زخم هایی که بر دل و روحم گذاشته هنوز تازه است

مطمئن شود که نبضِ قلبِ روحم نمی زند

مطمئن شود که از پا افتاده ام

دستانم را نامطمئن عقب می برم

تسبیحم را لمس می کنم

مهره هایش را زیر انگشتانم حس می کنم

درون مشتم می فشارمش

مشتم را مقابل چشمانم باز می کنم

چشمانم را باز می کنم

الله اکبری از گلدسته های مسجد به گوش می رسد

صداها دور می شوند

خنده ها دور می شوند

ترس ها دور می شوند

تسبیح و اذان . . .

وای بر من که خدایم هست و من از ترس هایم می ترسم . . .

بـرداشـتی وآقـعـی از یـک اتـفـاق وآقـعـی تـر :)

وبـلـاگ جـآنِ جـآنـآن، رفـیـقِ هـمـیـشـگـی امـ، تـولـد 3 سـالـگـی اتـ بـآ تـأخـیـرِ مـبـآرکـ

آبـجـی خـآنـومـآیِ نـآزنـیـن روزتـون پیشـاپـیـش مـبـآرکـ

نـیـلـا خـآنـومـِ بـی مـعـرفـت تـریـن ، هـمـیـشه مـیخـونـمـتـ .قـرار نـیسـت کـه مـن مـثـلِ تـو فـرامـوشـکـار بـشـم :)

ویـدئـوی پیـشـنـهـآدی (دانـلـود)

یـــآ عـــلـــــــے

آسـوکـآ آآ ۱۰ نـظر
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
مهر ۱۳۹۷ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان