غـول!

یک سلام غمگین و غروب جمعه ای . .
جمعه که تکلیفش مشخصه اما غمگین از این جهت که شدیدا برف باریده و آب بشدت ضعیف و برق بشدت قطعه
البته شکر خدا ما برقو داریم فعلا از دیشب!
اما خب همشهریامون هنوز همشون برق ندارن و این قضیه خیلی ناراحت کننده س . . .
اللبته بماند که باعث شد همه چند ساعتی با گوشیای آف دور هم بشنیم و بگیم و بخندیم به یاد وقتایی که هنوز خیلی از هم دور نشده بودیم اما خب! نمیشه نادیده گرفت این حجم ارتباط شیرینِ مجازیو!
نمرات بنده هم اومد و من سرخوشم از اینکه نمرات راضی کننده بودن و  بالاخره پایاننامه رو برداشتم و این ترم فقط یک درس دارم!
یک درس با یک استادی که دائم الاندازه! یعنی باید یه ترم حذف کنی،یه ترم بیفتی،یه ترمم با 12 با منت پاست کنه! امیدوارم مرحله افتادنو نگذرونم :(
خیلی ازش میترسیم همگی! یعنی در واقع غول مرحله آخر درس ایشونه :D (نمیتونم بگم خودشه :D)
خیلی دلم می خواد شروع کنم به پشت چرخ نشستن و فرستادن پارچه های رنگی زیرش! اما واقعا تو این هوا فقط حس رفتن زیر پتو و خوندن کتاب و خوردن چای و کیکه و لا غیر! اصن به نظر من آدم باید فاصله بین دو ترمو همه کلاسای بیرونشم کنسل کنه! فقط بمونه خونه! همینجوری الکی! اصن گاهی تنبلانگی خیل هم خوبه! قرار نیست که آدم همیشه بدوئه! گاهی لازمه وایسه و نفسی تازه کنه!( از این بهونه الکیا :D)

پلاس1: عازم یک سفرمـ . . .
پلاس2: این روزها زیاد فیلم دیدم بهترینشون ایستاده در غبار و لانتوری و آدت نمی کنیم!
بی توضیح اضافه! فقط اینکه هر سه روایت متفاوت از قصه های متفاوتین و هر کدومشون یکجور شمارو میشونه پای مانیتورتون!

آسـوکـآ آآ ۲ نـظر

آش

ما بهش میگیم آشِ مُرادی!

از خوبای شهر ما هستن ایشون که آششون معروفه ولی تا به حال رویت نشدن خودشون :|

دیده شده حتی بابت پیاز داغ و قیمه آشش چندیدن نفر جونِ خودشونو از دست دادن :|

هدف دل آب  کردن بود که حاصل شد D: دیگه عرضی نیست!

پلاس: چرا نمره ها نمیان ببینیم چند چندیم :(


آسـوکـآ آآ ۴ نـظر

عکسبـآزی 1

بعد از یک ترم پر از دغدغه سلام
به لطف خدا و تلاش شبانه روزی خودمان و بیدار موندنای یک سره تا لحظه امتحان و یک ماه بیرون نرفتن و زمین نذاشتن کناب و حتی مرور روابط سیالات تو خواب و فقط درس خوندن و درس خوندن و درس خوندن، امتحانا تموم شد و من بعد از چهار روز هنوز باورم نشده امتحانا تموم شده و من میتونم بدون استرس بخوابم! البته اومدن نمره ها هم مصیبتیه اما خب به نظرم این ترم برعکس ترم قبل از تلاشم راضیم. ترم قبل بابت مشکلات یهویی ایجاد شده و رفت و آمد به جایی که خدا قسمت کسی نکنه، درس و نه تنها کنار گذاشتم و تمام مدت عذاب وجدانش همرام بود! هرچند هنوز هم معتقدم دخترا لازمه رشته های لطیف تریو بخونن اما متاسفانه واسه من جدا شدن از ریاضیات مرگه! و حتی معتقدم که اگه ریاضیات نخونده بودم هیچوقت نمیتونستم بنویسم و من برای نوشتن خلق شدم، حالا حتما نه وبلاگ، خیلی چیزهای دیگر که باید خواننده مورد نظرشان از راه برسد تا بخواندشان!

عکـسـهـآی دی مـآه

آسـوکـآ آآ ادامـه مـطـلـب . . . ۴ نـظر
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
آبان ۱۳۹۷ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان