عـکسبآزی 4

ما استادی داریم که وقتی از دستش کفری می شویم، مدیر گروهمان می گوید، عیبی ندارد، فکر کنید:"پدر بزرگ پیرتان" است، به او احترام بگذارید!

وی به دمای کاهنده "دمای کاینده"، به دمای بحرانی "دمای برهانی"، به مَقادیر "مُقادیر"، به اَلکل "آلکل"، به لپ تاپ "لابلاب و به تبلت، "تابلت" می گوید و در جزوه اش توسطِ را همه جا  "توسطه" تایپ کرده است(اشتباه تایپی نیست) و ادعا می کند که تنها پروفسور دانشگاه است و همه استادهای دیگر بی سوادند، الا خودش که اسپانیا درس خوانده است.

وی جلسه اول اذعان داشت که همه از جلسه اول چهره هایمان افتادنی است و راهی جز یکساله ارائه شدن و حداقل پاس شدن درسش وجود ندارد. پروفسور محترم هر ترم جزوه اش را عوض می کند، عوض که چه عرض کنم، اسلایدها را جا به جا می کند و مثال یک تاپیک را زیر تاپیک دیگری می گذارد و شدیدا معتقد است که این جزوه 2017 است و با سالهای قبل تفاوت دارد(ما که ندیدیم). ایشان جزوه ای دادند به انتشارات که مثلا کل جزوه این ترم است، ما رفتیم و 20000 تومان پیاده شدیم و دیدیم 90 درصد مطالب در آن نیست!

 استادِ گرامِ ما در ابتدای هر مبحث، عکسی از استانمان می گذارد و در پایان عکسی از اسپانیا و یا ساحل دریای سیاه و می گوید که 200 سال پیش برای ایران بوده است و گریزی می زند به آقا محمد خوان قاجار و اگر بچه ها کمی کنجکاوتر (الکی) خود را نشان دهند، داستان را می شکافد و ما اصلا نمیدانیم که پنگ رابینسون و ردلیش کوآنگ و غیره به آقا محمد خوان چه ارتباطی دارد! یکی از شاهکارهای ایشان، جاگذاری محدوده انتگرال در معادله و سپس انگرال گیری است و اذعان دارد ما یک عده بی سوادیم که از فرط بیکاری ارشد می خوانیم(دروغ هم نمیگوید البته) و باعث آبرو ریزی هستیم(دروغ می گوید البته)!

پروفسورِ مودیِ ما گاهی اوقات محبتش گل می کند و می گوید:"بچه ها همه نوشتین؟ بزنم اسلاید بعد"(تهِ محبتشه یعنی) و گاهی اوقات که بچه ها می گویند که استاد می شود عقب بزنید می گوید:" نه! شما ارشدین هنوز دستتون تند نیست(چه ربطی داشت؟)"، خلاصه اینکه وی با خودش بسیار درگیر است و ما مانده ایم و "وی"ای که به قول شمالی ها باید از دستش جیویز بزنیم و تا پایان خرداد چشم انتظار دعاهای شما عزیزان و روشن شدن چشممان به جمال نمره پاسی باشیم! باشد که در عروسی هایتان جبران کنیم!  :)

پ ن 1 اردیبهشت امسال به امتحان و ترجمه و پروژه و تدریس و کارو کارو کار گذشت. امیدوارم خرداد هم همینطور بگذرد!

پ ن 2 عکس بازی اردیبهشتی

آسـوکـآ آآ ادامـه مـطـلـب . . . ۳ نـظر
ایـنـجـا یـکـ مهنـدس شـیمـی مـی نویـسد!
آرشـیـو
آذر ۱۳۹۷ ( ۳ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۷ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۶ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۶ )
دی ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۴ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۳ )
دی ۱۳۹۵ ( ۲ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۵ )
مرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۴ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۱ )
دی ۱۳۹۳ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۳ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۱ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۱ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۱ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۲ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۲ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۲ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۳ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
اسفند ۱۳۹۱ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۳ )
دی ۱۳۹۱ ( ۳ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۴ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۹ )
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان